چقدر غریب آمده باشم خوب است
چقدر دست خالی برگشته باشم ....
آن قدر که می دانستم
تو را هیچ وقت میان گریه هایم نمی بینم !
روزی نبود
که پیرمرد کنار نرده های پاییز
کمپوت تعارفم نکند
و اتوبوس خط واحد
بلیط خوابهایم را پاره
از هر میدانی که گذشتم
از فواره ها نشانی تو را پرسیدم
از گلفروشی ها
گفتم بدانی
که روزی کوهها به هم می رسند
و آدم ها نه!
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم شهریور 1385ساعت 7:28  توسط سجاد
|
پرواز کن پرنده کوچک ، پرواز کن
به ماورای خیال پر بکش
ای لطیف ترین ابر ، ای سپید ترین کبوتر
بر فراز نسیم عشق بهشتی
از ستاره ها و سیاره ها بگذر
دنیای تنهای ما را بگذار و بگذر
از حزن و اندوه بگریز
و بار دیگر پر بکش
پرواز کن عزیز ترین ، پرواز کن
سفر بی نهایتت آغاز شده
شادی شیرینت را بر گیر
زیبا تر از آنی که در اینجا بمانی
از این کرانه بگذر ، به ساحل دیگر
آنجا که آرامش جاودان است
اما این خاطره تلخ و شیرین را به یاد داشته باش
تا آن روز ، تا زمان دیدارمان
پرواز کن ، پروازی بدون ترس
حتی دمی را از دست مده ، قطره ای اشک مریز
قلبت پاک است ، روحت آزاد
راهت را ادامه بده ، منتظر من مباش
بر اوج کیهانی صعود خواهی کرد
ماورای چنگال زمان
ماه برخواهد آمد ،خورشید غروب خواهد کرد
و من از یاد نخواهم برد
پرواز کن، پرنده کوچک پرواز کن
به جایی پر بکش تنها فرشتگان می سرایند
از اینجا پر بکش، وقتش رسیده
اکنون برو، روشنایی را بجوی
امروز قرار نبود من آپ کنم اما به خاطر کسالت البرز(براش دعا کنید) و همچنین
مشکلات شخصی آبیک مجبور شدم من آپ کنم امیدوارم خوشتون اومده باشه!
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت 7:47  توسط سجاد
|
بايد باور کنی
هميشه همين طور است
يکی می ماند
تا روزها و گريه ها را حساب کند
يکی می رود
تا در قلبت بماند تا ابد
اشک هايت را پشت پايش بريزی
رسم رويا ها همين است
که تنها بمانی با اندوه خويش
روزها و گريه ها را
به آسمان خالی ات سنجاق کني
بايد باور کني بر نمي گردد
که بگويي چقدر شبها سر بی شام گذاشته ای
تا بتوانی هر صبح
با يک شاخه گل ارزان
منتظرش باشی.
+ نوشته شده در سه شنبه هفتم شهریور 1385ساعت 7:10  توسط سجاد
|
خدا كيه؟............ ...
خدا كسي هست كه ما رو افريد و اشرف مخلوقات كرد. به فرشته ها و همه دستور داد تا به ما تعظيم كنن (تعظيم صرفا براي خدا بود). به ما آگاهي داد . علم داد و .... تا مقام ما از ديگران بالا باشه. وقتي مارو از بهشت بيرون انداخت باز در نعمت خودش رو به ما نبست به ما فرصت بازگشت داد. مطمئن باشين خدا از هر لحاظ بهترين يار براي ماست. الان توضيح ميدم.
محرم اسرار :
تا حالا چقدر كار بد انجام دادي كه اگه كسي ميدونست آبروت ميرفت؟؟ آيا بهترين دوست شما هميشه اسرار شما رو نگه داشته؟؟ . كمي فكر كن. خدا همه اونا رو ميبينه و اسرار تورو فاش نميكنه!!!
مهربان و دوست:
هيچ كس كاملا تو اين زمونه مهربون نيست خودت ميدوني و از دوستي با هم قصد و نيتي دارن مثلا اشكال درسي همو ميپرسن.با هم وقتگذراني ميكنن و ... خدا انقدر مهربونه كه حتي بدترين آدمها اگه توبه كنن اونارو ميبخشه.انقدر مهربونه كه دنبال بهونه هست كه ما رو به بهشت برگردونه. وقتي صداش ميكني جوابت رو ميده ممكنه نفهمي ولي مطمئن باش داده نفهميدي
بخشنده:
تا حالا وقتي از كسي چيزي خواستي ديدي نده يا منت بذاره؟ خب خدا انقدر بخشنده هست كه اينهمه نعمت به ما داده كه حتي قادر به شمارش اونا نيستيم.مثلا سلامتي، زيبايي، ضريب هوشي، پول ، خونه و.....(قرار نيست همه اينها رو داشته باشيم اگه حتي يكي از اونا رو هم داشته باشيم ميتونيم خوشبخت باشيم به شرطي كه راه اونو بدونيم) الان حتما ميگي كه من مثلا فلان چيز رو خواستم ولي نداده . خب ممكن بود كه به صلاحت نبود اونو داشته باشي مثلا موبايل بخري اونوقت سر برج بايد كلي هم پول فيض موبايل روبدي در حاليكه نياز ديگه اي رو ميشد با اون پول برطرف كرد. يا انصاف در دعا كردن نداشتي . مثلا همين اوله راهي ميخواي آدم بزرگي بشي. نه عزيز همه چيز با تلاش ممكنه نسبت به خواسته خودت بايد تلاش هم بكني. يا ممكنه شرايط دعا كردن رو زياد ندوني
انسان كيه؟ انسان كسي هست كه بتونه قدرتهاي دروني خودشو بشناسه.منزلت واقعي خودشو درك كنه. براي رسيدن به خدا دوباره تلاش كنه و صفات و اخلاقهاي مثبت رو شناسايي و شكوفا كنه و بر عكس منفي ها رو از بين ببره. انسان كسي هست كه بتونه به علت پيدايش خودش فكر كنه و هدف از آفرينش خودش رو پيدا كنه (خودشناسي) انسان داراي چنان قدرتي در همين لحظه هست كه غير قابل تصور هست. مثلا با سرعت نور ميتونه حركت كنه يا موجودات ديگه مثل جن_روح_پري و .... رو به اختيار خودش دربياره. ميتونه آينده رو پيش بيني كنه(كاري كه فقط خدا و بنده هاي خاص خدا اين كار رو بكنن. ميتونه شفاگري كنه و ...... فقط شرطش اينه كه اونا رو بشناسه و شكوفا كنه همين
نيروهاي شيطاني چي هستن؟
خب همونطور كه ميبينين نيروهاي منفي هستن كه ميخوان نذارن كه ما به تكامل برسيم. جون خودشون موفق نشدن سعي ميكنن كه ما رو هم نذارن كه موفق بشيم. اين نيروها همهيشه در اطراف ما هستن و همه روزه بيشتر ميشن و نحوه تشخيص اونا خيلي راحته فقط كافيه به قلبت رجوع كني ببيني كه اين كاري كه كردي يا ميخواي انجام بدي درسته يا نه؟(مقايسه با يه انسان كامل) نحوه مقابله با اونا هم اينطوره: اونا ميان و از نقطه ظعف شما استفاده ميكنن تا به شما لطمه بزنن شما بايد اون نقاط ضعف رو تقويت كني(تو داري به يه انسان كامل تبديل ميشي پس نذار تورو دلسرد كنن). براي دور كردن اونا دعاها و آيه هايي از قرآن و طلسم هايي وجود داره .ولي سعي كن با اراده خودت اونا رو شكست بدي نه با سلاح
دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد
به زیر آن در ختی رو که او گلهای تر دارد
در این بازار عطاران مرو هر سو چو بیکاران
به دکان کسی بنشین که در د کان شکر دارد
ترازو کس نداری، پس تو را زو ره زند هر کس
یکی قلبی بیاراید تو پنداری که زر دارد
ترا در نشاند او به طراری که می آید
تو منشین منتظر بر در که آن خانه دو در دارد
به دیگی که می جوشد نیاور کاسبی ومنشین
که هر یکی که می جوشد درون چیزی دگر دارد
نه کلکی شکر دارد،
نه هر زیر وزبر دارد،
نه هر پشمی نظر دارد،
نه بحری گوهر دارد
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم شهریور 1385ساعت 19:59  توسط
|