بد نيست اگر کـمـي بـه هـم فـکـر کنيم در بحبـوحـه خنده بـه غـم فـکـر کـنـيـم
بد نيست اگر خـانه ما سـيـمـانـي اسـت به خـشـت و گـل و نـفـوذ نم فکر کنيم
هـر وقــت زيـادمـان دلــي مـيـشـکـنـد بد نيست که يک لحظه به هم فکر کنيم
من عاشق و تو هر که در اين عصر غريب بد نـيـسـت اگر کمي به هم فـکـر کنيم
تو اولین نامه براش نوشتم :
میشه از عشق تو گفت
میشه با ستاره های چشم تو مغرب نو ... مشرق نو بر پا کرد
میشه از برق نگاهت خورشیدو خاکستر کرد
میشه از گندمی های سر زلفت یه عالم شعر نوشت
آره از عشق تو دیونگی هم عالمی داره
آره از عشق تو مردن داره .....................آره از عشق تو مردن داره
میشه از عشق تو مرد و از دست همه راحت شد
میشه از عشق تو مردو دیگه از دست تو هم راحت شد
آره از عشق تو مردن داره...................
منِ سرگردون ساده اونو صادق می دونستم
این برام شکسته اما اونو عاشق می دونستم
وقتی از من جدا شد دوست داشتم بهش بگم .... دوست داشم بهش بگم آخه چرا این کار و با من کردی؟ اما بجاش اینو بهش گفتم
هرگز نخواستم که تو رو با کسی قسمت بکنم
یا حتی از تو با خودم یه لحظه صحبت بکنم
هرگز نخواستم که به داشتن تو عادت بکنم
بگم فقط مال منی به تو جسارت بکنم
اینقدر ظریفی که با یک نگاه هرزه میشکنی
اما تو خلوت خودم تنها فقط مال منی
ترسم اینه که رو تنت جای نگاهم بمونه
یا روی پیشه چشات غبار آهم بمونه
تو پاک و ساده مثل خواب حتی با بوسه میشکنی
شکل همه آرزوهام تجسم خواب منی
حتی با این که هیچ کس مثل من عاشق تو نیست
پیش تو آینه چشام حقیره لایق تو نیست
در آخر بهش گفتم :
اگر چه من به چشم تو کمم ، قدیمی ام ، گمم
آتشفشان عشقم و دریای پر تلاطمم
اما حالا فقط میخوام بهش بگم ...
کاش میشد اما نمیشه...نمیشه بیای دوباره
نمیشه دستام تو گلدون گلای مریم بزاره
کاش میشد اما نمیشه این مرامه روزگاره
رفتنت همیشگی بود دیگه برگشتن نداره
حالا میخوام شما قضاوت کنید اگه یار شما بی خبر بزاره بره و دیگه هیچ پیغامی نده و به پیغام هاتون هم جواب نده شما چیکار میکنید ؟
نمیدونم شاید خدا نکرده اتفاقی براش افتاده ولی "خدایا" ازت میخوام هر جا که هست همراهش باشی
حالا دارم با توحرف میزنم با تو که داری حرف های دل منو میخونی با تو که لطف کردی و به وبلاگ ما اومدی .... میخوام بهت بگم :
گر حال تو هم چون من آشفته خراب است گر خواهش دل های من و تو بی حساب است
ای وای به حال هر دوی ما................
در آخر بگم هیچ کدام از این ها که به شما گفتم هیچ وقت بهش نگفته بودم حتما میپرسین چرا؟ چون خجالت میکشیدم همین!