عشق يعني سالهاي عمرسخت... عشق يعني زهر شيرين بخت تلخ... عشق يعني خواستن له له زدن... عشق يعني سوختن پر پر زدن ...عشق يعني جام لبريز از شراب ...عشق يعني تشنگي يعني سراب ...عشق يعني لايق مريم شدن... عشق يعني با خدا همدم شدن ...عشق يعني لحظه هاي بي قرار... عشق يعني صبر يعني انتظار... عشق يعني از سپيده تا سحر... عشق يعني پا نهادن در خطر... عشق يعني لحظه ي ديدار يار ...عشق يعني دست در دست تو... عشق يعني ارزو يعني اميد... عشق يعني روشني يعني سپيد... عشق يعني غوطه خوردن بين موج... عشق يعني رد شدن ... عشق یعنی ایثاراز خود گذشتن...عشق یعنی دیوانگی شیدا شدن...عشق یعنی سوختن … يعني ساختن...
+ نوشته شده در سه شنبه سی ام خرداد 1385ساعت 7:32  توسط سجاد
|
براي زيستن دو قلب لازم است قلبي كه دوست بدارد، قلبي كه دوستش بدارند قلبي كه هديه كند، قلبي كه بپذيرد. قلبي كه بگويد، قلبي كه جواب بگويد قلبي براي من، قلبي براي انساني كه من ميخواهم - -تا انسان را در كنار خود حس كنم
با تشکر از مهتاب عزیز
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم خرداد 1385ساعت 7:48  توسط سجاد
|
The power of love
The whispers in the morning
Of lovers sleeping tight
Are rolling like thunder now
As I look in your eyes
I hold on to your body
And feel each move you make
your voice is warm and tender
A live that I could not forsake
Cause I am your man
And you are my lady
Whenever you reach for me
I’ll do all that I can
Lost is how I’m feeling lying in your arms
When the world outside’s too
Much to make
That all ends when I’m with you
Even though there maybe times
It seems I’m far away
Never wonder where I am
I’ll do all that I can
By Celina Deon
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم خرداد 1385ساعت 18:52  توسط سجاد
|
نمی دونم چرا اینجوریه؟
وقتی نگاه عاشق کسی به توست
می بینی اما، دلت بسته به مهر دیگری است.
بی اعتنا می گذری و عاشقانه به کسی می نگری...
که دلش پیش تو نیست!!!
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم خرداد 1385ساعت 20:35  توسط سجاد
|
امروز داشتم اهداف 3 ماهه دوم سال رو می نوشتم که به نکات جالبی برخوردم!
اولیش این بود که تو 3 ماهه اول سال فوق العاده بودم و 80% اهدافم تحقق یافتن که برای خودم یه شگفتی بود چون اوج اوجش دیگه 30% بود که خودم رو می کشتم تا بهش برسم!
پس جا داره از خودم بیشترین تقدیر و تشکر رو داشته باشم!
دومیش این بود که تو اهداف جدیدم فقط یک موردش مادی بود!!!
شاید خنده دار باشه اگه بگم من از 20 مورد اهدافم 18 موردش مالی و مادیه!
ولی عوضش تا دلتون بخواد تذکر و تبصره در مورد تغییر طرز فکر و کارهای بدنی!
شاید دیگه به این حس رسیده باشم که همیشه پول و مادیات برای آدم لازم نیست هر انسانی با هر موقعیتی احتیاج به استراحت و رسیدن به درون خود داره!
شما چه طور ، به خودتون نگاه کردید!؟
+ نوشته شده در یکشنبه هفتم خرداد 1385ساعت 21:42  توسط سجاد
|
سلام
هیچوقت دلم نمی خواست تو این وبلاگ از این اتفاقات بیفته ولی....
عمر دسته خداست و ما هم مطیع او .....
دوست ندارم حاشیه برم برای همین فقط یه حرف کوچیک ..میترای عزیز مطمئن باش الان مادر بزرگت تو بهترین جای ممکن داره بهت لبخند میزنه.........
سجاد رو و همه رو تو غم خودت شریک بدون

همه برای عرض تسلیت به وبلاگ خودش سر بزنید
http://sokott.blogfa.com
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم خرداد 1385ساعت 21:23  توسط سجاد
|
ای اشک غم بیا و یاری کن
خون دلم زدیده جاری کن
خشکیده شد جوانه جوانم
این کشته را تو آبیاری کن
بیا برادر سر به شانه ام بگذار
که تو بنالی تلخ و من بگریم زار
سیمای غم در اشک من پیداست
سوز دل من از سخن پیداست
اینجا گلی دگر نمی روید
از آفتی که در چمن پیداست
نه سایه سردی که کسی در آن بیاساید
نه شوق خوشحالی که لبی به خنده بگشاید
+ نوشته شده در دوشنبه یکم خرداد 1385ساعت 7:42  توسط سجاد
|